تبلیغات
یا امام حسن مجتبی علیه السلام

رقیه خاتون

 

حضرت رقیه که بود ؟

دخترم! بگذار لب‌های چوب خورده‌ام امشب میهمان بوسه‌ای باشد از پیشانی سنگ خورده‌ات؛ از گیسوی پریشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌های معصوم تازیانه دیده‌ات؛ از صورت رنگ پریده سیلی خورده‌ات. دختركم! نخواب! بگذار بابا بخوابد.

شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,وفات حضرت رقیه,رقیه,ویژه نامه حضرت رقیه,مقتل,مقتل حضرت رقیه,اهل بیت,یا رقیه,امام حسین

بعد از اسیری خاندان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و سفر آنها به شام و كوفه، حضرت رقیه (ع) بعد از تحمل سختی‌‌های اسیری در شبی جانسوز در شام به شهادت رسید.

* رقیه كه بود

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد.
در كتاب كامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله كه در ماجرای اسارت در خرابه شام در كنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او كه آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.
همچنین سید بن طاووس در كتاب «لهوف» خود می‌نویسد: «شب عاشورا كه حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی‌وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (س) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت كرد و فرمود: «خواهرم ام كلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی كه من كشته شدم، برای من گریبان چاك نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتن‌دار باشید.»

* مادر حضرت رقیه

براساس نوشته‌های بعضی كتاب‌های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام)، امّ اسحاق است كه پیش‌تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمده است. مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می‌آید. بنا به گفته شیخ مفید در كتاب الارشاد، كنیه ایشان بنت طلحه است.
نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام) در بعضی كتاب‌ها، ام جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محكمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی معرفی می‌كند كه در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (علیه السلام) نیز به شمار می‌آید.
البته لازم به ذكر است كه این مطلب از نظر تاریخ‌نویسان معاصر پذیرفته نشده است؛ زیرا در منابع تاریخی آمده است كه ایشان هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه كربلا، یعنی در سال 37 هـ .ق دانسته‌اند. از این جهت امكان ندارد، او مادر كودكی باشد كه در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه كربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یك صورت قابل حل است كه بگوییم شاه زنان كسی غیر از شهربانو مادر امام سجاد (علیه السلام) است.

* نام‌گذاری حضرت رقیه (ع)

رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است. گویا این اسم لقب حضرت بوده و نام اصلی ایشان فاطمه بوده است؛ زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین (ع) كمتر به چشم می‏خورد و به اذعان برخی منابع، احتمال اینكه ایشان همان فاطمه بنت الحسین (ع) باشد، وجود دارد. در واقع، بعضی از فرزندان امام حسین (ع) دو اسم داشته‏اند و امكان تشابه اسمی نیز در فرزندان ایشان وجود دارد.
گذشته از این، در تاریخ نیز دلایلی بر اثبات این مدعا وجود دارد. چنانچه در كتب تاریخی آمده است: «در میان كودكان امام حسین (ع) دختر كوچكی به نام فاطمه بود و چون امام حسین (ع) مادر بزرگوارشان را بسیار دوست می‏داشتند، هر فرزند دختری كه خدا به ایشان می‏داد، نامش را فاطمه می‏گذاشت. همان گونه كه هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علی (ع) وی را علی می‏نامید.»

* اسیری حضرت رقیه
حضرت رقیه در واقعه عاشورا حدود سه یا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت.
اما داستان شهادت حضرت رقیه (ع). از درون خرابه‌های شام، صدای كودكی به گوش می‌رسید. همه آنهایی كه در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند كه این صدای رقیه، دختر كوچك امام حسین (ع) است. او حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را دیده بود. یزید دستور داد سر امام حسین (ع) را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتی حضرت رقیه (ع) و امام حسین ع باز هم به هم رسیدند، اتفاق جانسوزی افتاد.

* این بار، پدر در سوگ رقیه نشست

چقدر بی‌تابی دخترم! این همه دلشكستگی چرا؟ مگر دست‌های كوچكت در امتداد نیایش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نكرد؟ اینك آمده‌ام در ضیافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات. كوچك دلشكسته‌ام! پیش‌تر نیز با تو بودم و می‌دیدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خیمه آه می‌كشیدی و در آمیزه خار و تاول، آبله و اشك، صحرای گردان را به امید سر پناهی می‌سپردی.
مهربان دلشكسته‌ام! صبور صمیمی! مسافر غریب و كوچك من!
مگر نگفتی كه بابا كه آمد، آرام می‌گیرم. این همه ناآرامی چرا؟ مگر نگفتی بابا كه آمد سر بر دامانش می‌گذارم و می‌خوابم؟ نه ...، نه دختركم نخواب! می‌دانم اگر بخوابی، دیگر عمه نمی‌خوابد.
می‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته می‌كند.
نه ... نخواب دخترم!
دخترم! بگذار لب‌های چوب خورده‌ام امشب میهمان بوسه‌ای باشد از پیشانی سنگ خورده‌ات؛ از گیسوی پریشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌های معصوم تازیانه دیده‌ات؛ از صورت رنگ پریده سیلی خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم.
نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد.
و چنین شد كه رقیه (س)، هنگامی كه سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد.



منابع:
بهایی علاءالدین طبری
لهوف سید بن طاووس
چهل روز عاشقانه، محمدرضا سنگری

تاریخ ارسال : شنبه 8 آذر 1393 05:16 ب.ظ | نویسنده : امیرحسن - غلام الائمه

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 7 مرداد 1396 11:28 ق.ظ
Hurrah! Finally I got a weblog from where I can actually obtain helpful facts concerning my study
and knowledge.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر