تبلیغات
یا امام حسن مجتبی علیه السلام

یا حضرت خدیجه (س)

زندگی نامه مختصر خدیجه(س)

پدر او: خو یلد بن عبد الغری بن قُصَی بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پیش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدالله، زینب، ام كلثوم، فاطمه و رقیه می باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پیغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شده است و خدیجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

***

حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا و طاهر* است.
کنیه او «ام هند» است و قبل از رسول خدا دو شوهر به نام‌های «عتیق بن عائذ» و «عمرو الکندی» داشت و از آنها فرزندانی به دنیا آورده بود.
جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:«من برای شما زنی را در نظر گرفته‌ام.»
رسول خدا فرمود:«او کیست؟»
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه می‌کنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:«ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر می‌کند.»
خدیجه علیه اسلام در هنگام زایمان فاطمه علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زن‌های بنی هاشم وارد اتاقش شدند.
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».

***

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟»
جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:«ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است ».

***

آخرین سخن خدیجه، به هنگامی كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائی كه در راه پیامبر(ص) دیده بود كم ارج تر نبود. لحظه ای كه شبح مرگ بر چهره او سایه افكنده بود به پیامبر چنین می گوید:
« ای رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهی كردم و آنچه شایسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چیزی داشته باشم, خشنودی توست.»
كلمات بر لبان پاكش می لغزد و آخرین نفسهایش را با خشوع و ایمان بر می آورد ...... خدا خدیجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه برای عقیده و رسالتش پیكار كرد.
طاهر پسر رسول خدا و خدیجه بود که پس از بعثت به دنیا آمد ولی مانند دیگر پسران پیامبر در مکه فوت کرد .

***

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روی زمین چهار خط كشید و گفت آیا می دانید این چیست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خدیجه فراوان است و او از میان زنان كسی است كه به مرحله كمال رسیده است. او خردمند و با جلال و متدین و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پیغمبر (ص) او را ستایش می كرد و بر دیگر زنان مؤمن برتری می داد و او را بسیار بزرگ می داشت تا جائیكه عایشه می گفت: به زنی رشك نبردم آنچنان كه به خدیجه حسد ورزیدم زیرا كه پیامبر (ص) بسیار زیاد از او یاد می كرد.

***

منابع:
1-بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱-۲-۳-۷-۸-۱۲-۵۴-۵۵-۵۶-۷۱-۷۸-۸۰.
2ـ زنان صدراسلام / به قلم محمد علی بحر العلوم / ترجمه محمد علی امینی/ اسفند 58
3ـ خدیجه (س) (از زنان بزرگ اسلام 1)/ به قلم علی محمد علی دخیل / ترجمه دكتر فیروز حریرچی/ 1361

تاریخ ارسال : دوشنبه 16 تیر 1393 09:11 ب.ظ | نویسنده : امیرحسن - غلام الائمه

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 18 شهریور 1396 01:30 ب.ظ
After looking into a handful of the blog articles
on your web page, I really like your way of blogging.
I book marked it to my bookmark webpage list and will be checking back in the near future.
Please visit my website as well and tell me what you think.
تاریخ ارسال : یکشنبه 15 مرداد 1396 06:38 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell
and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear
and screamed. There was a hermit crab inside and it
pinched her ear. She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر