تبلیغات
یا امام حسن مجتبی علیه السلام

فرزند شهید....

یه روز توی مدرسه، سر کلاس درس، موضوع انشاء این بود که (( میخواهید در آینده چه کاره شوید؟))

بچه ها با هم صحبت میکردند، یکی میگفت میخوام دکتر بشم، یکی میگفت من میخوام خلبان بشم و ... 

در بین صحبت بچه ها، یکی گفت که من بزرگ شدم، میخوام شهیــد بشم. برای این که...."

معلم که این صحبت رو شنید، خنــــده اش گرفت، پریـــد وسط حرف و گفت : "

ببین مهدی جان ! موضوع انشا این بود که  میخواهید در آینده چه کاره بشید.

 باید درمورد یه شغل یا یه کار توضیح بدی.

مثلاَ ، پدر خودت چه کاره س......."

آقا اجازه! پدر من شهیــد شده.....

بقیه عکسها رو در ادامه مطلب نگاه کنید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 4 تیر 1393 09:40 ق.ظ | نویسنده : امیرحسن - غلام الائمه

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : یکشنبه 26 شهریور 1396 06:40 ب.ظ
We stumbled over here from a different website
and thought I might check things out. I like what
I see so now i am following you. Look forward to looking at your
web page yet again.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر